خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن به ارزش سکوت و انتخاب سخن مناسب در موقعیتهای مختلف اشاره میکند. او بیان میکند که گاهی یادگیری علم و دانش و گاهی شعر و حکایت برای رفع خستگی مناسب است. در نهایت، به ذات بینظیر خداوند اشاره میکند که هرگز تغییر نمیکند.
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از واژگان و ساختارهای ادبی ممکن است برای گروه سنی پایینتر نامفهوم باشد.
شماره ۲۱۶ - نظر کردم به چشم رای و تدبیر
نظر کردم به چشم رای و تدبیر
ندیدم به ز خاموشی خصالی ۱
نگویم لب ببند و دیده بر دوز
ولیکن هر مقامی را مقالی ۲
زمانی درس علم و بحث تنزیل
که باشد نفس انسان را کمالی ۳
زمانی شعر و شطرنج و حکایت
که خاطر را بود دفع ملالی ۴
خدایست آنکه ذات بینظیرش
نگردد هرگز از حالی به حالی ۵
ندیدم به ز خاموشی خصالی ۱
نگویم لب ببند و دیده بر دوز
ولیکن هر مقامی را مقالی ۲
زمانی درس علم و بحث تنزیل
که باشد نفس انسان را کمالی ۳
زمانی شعر و شطرنج و حکایت
که خاطر را بود دفع ملالی ۴
خدایست آنکه ذات بینظیرش
نگردد هرگز از حالی به حالی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۵ - حاجت خلق از در خدای برآید
گوهر بعدی:شماره ۲۱۷ - بیهنر را دیدن صاحب هنر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.