خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دشمنان و رازداری سخن میگوید. او از وجود دشمنانی که در کمین هستند و به رازهای او گوش میدهند، ابراز نگرانی میکند. شاعر تأکید میکند که باید رازها را پنهان کرد و در خلوت به سر برد. همچنین، او از سختیهای زندگی و تلاش برای یافتن گوهر وجودی خود سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند دشمنی و رازداری ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده و نامفهوم باشد.
غزل ۱۹۴ - خواهم گرفتن اکنون، آن مایهٔ صور را
خواهم گرفتن اکنون، آن مایهٔ صُوَر را
دامی نهادهام خوش، آن قبلهٔ نَظَر را ۱
دیوارْ گوش دارد، آهستهتَر سُخن گو
ای عقلْ بامْ بَررو، ای دلْ بگیر دَر را ۲
اَعْدا که در کَمینَنْد، در غُصّهٔ هَمینَنْد
چون بِشْنَوند چیزی، گویند هَمدِگَر را ۳
گَر ذَرّهها نهانَنْد، خَصْمان و دُشمَنانَنْد
در قَعْرِ چَهْ سخن گو، خَلْوَت گُزین سَحَر را ۴
ای جانْ چه جایِ دشمن؟ روزی خیالِ دشمن
در خانهٔ دِلَم شُد، از بَهرِ رَهگُذر را ۵
رَمزی شَنید زین سِرّ، زو پیشِ دشمنان شُد
میخوانْد یک به یک را، میگفت خُشک و تَر را ۶
زان روز ما و یاران، در راهْ عَهد کردیم
پنهان کنیم سِرّ را، پیش اَفْکَنیم سَر را ۷
ما نیز مَردمانیم، نی کَم زِ سنگِ کانیم
بی زَخْمهایِ میتین، پیدا نکرد زَر را ۸
دریایِ کیسه بَسته، تَلخْ و تُرُش نِشَسته
یعنی خَبَر ندارم، کِی دیدهام گُهَر را ۹
دامی نهادهام خوش، آن قبلهٔ نَظَر را ۱
دیوارْ گوش دارد، آهستهتَر سُخن گو
ای عقلْ بامْ بَررو، ای دلْ بگیر دَر را ۲
اَعْدا که در کَمینَنْد، در غُصّهٔ هَمینَنْد
چون بِشْنَوند چیزی، گویند هَمدِگَر را ۳
گَر ذَرّهها نهانَنْد، خَصْمان و دُشمَنانَنْد
در قَعْرِ چَهْ سخن گو، خَلْوَت گُزین سَحَر را ۴
ای جانْ چه جایِ دشمن؟ روزی خیالِ دشمن
در خانهٔ دِلَم شُد، از بَهرِ رَهگُذر را ۵
رَمزی شَنید زین سِرّ، زو پیشِ دشمنان شُد
میخوانْد یک به یک را، میگفت خُشک و تَر را ۶
زان روز ما و یاران، در راهْ عَهد کردیم
پنهان کنیم سِرّ را، پیش اَفْکَنیم سَر را ۷
ما نیز مَردمانیم، نی کَم زِ سنگِ کانیم
بی زَخْمهایِ میتین، پیدا نکرد زَر را ۸
دریایِ کیسه بَسته، تَلخْ و تُرُش نِشَسته
یعنی خَبَر ندارم، کِی دیدهام گُهَر را ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۳ - جانا قبول گردان، این جست و جوی ما را
گوهر بعدی:غزل ۱۹۵ - شهوت که با تو رانند، صد تو کنند جان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.