خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که با وجود داشتن دانش و خرد، از خدمت به دیگران کناره گرفته است. او از ریاکاری و مردهریگ مردم شکایت دارد و ترجیح میدهد مانند ایبک و سنقر، بندگی بیریا کند. در نهایت، او خدمت و خلعت را ترک کرده و از دیار عرب و شیر شتر دوری گزیده است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۲۸ - بود در خاطرم که یک چندی
بود در خاطرم که یک چندی
گرچه هستم به اصل و دانش حر ۱
به خرد با فرشته هم پهلو
سخن نظم، نظم دانهٔ در ۲
تا مگر گردد از ایادی تو
تنگم از مرده ریگ مردم پر ۳
چون نبودیم در خور خدمت
گفت عفوت که السلامة مر ۴
بندگی درت کنم چندی
بیریا همچو ایبک و سنقر ۵
ترک کردیم خدمت و خلعت
نه دیار عرب نه شیر شتر ۶
گرچه هستم به اصل و دانش حر ۱
به خرد با فرشته هم پهلو
سخن نظم، نظم دانهٔ در ۲
تا مگر گردد از ایادی تو
تنگم از مرده ریگ مردم پر ۳
چون نبودیم در خور خدمت
گفت عفوت که السلامة مر ۴
بندگی درت کنم چندی
بیریا همچو ایبک و سنقر ۵
ترک کردیم خدمت و خلعت
نه دیار عرب نه شیر شتر ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۷ - بندگان را ز حد به در منواز
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹ - برای ختم سخن دست بر دعا داریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.