خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان تلخی و ناخوشایندی رفتارهای ناپسند و تأثیر منفی آنها بر روابط انسانی میپردازد. شاعر از ترشرویی، بیوفایی، و رفتارهای ناعادلانه شکایت میکند و اشاره میکند که حتی نعمتهای بزرگ نیز در دست افراد ناشایست ارزشی ندارند. در پایان، او قناعت را به عنوان راهی برای رهایی از این رنجها پیشنهاد میدهد.
متن دارای مفاهیم انتزاعی و انتقادی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی بیشتر زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و تشبیهات ممکن است برای گروههای سنی پایینتر دشوار باشد.
شماره ۶۵ - ز دست ترشروی خوردن تبرزد
ز دست ترشروی خوردن تبرزد
چنان تلخ باشد که گویی تبر زد ۱
گرم روی با پشت گردد از آن به
که رویی ببینم که پشتم بلرزد ۲
گدا طبع اگر در تموز آب حیوان
به دستت دهد جور سقا نیرزد ۳
کسی را فراغ از چنین خلق دیدن
مسلم بود کو قناعت بورزد ۴
چنان تلخ باشد که گویی تبر زد ۱
گرم روی با پشت گردد از آن به
که رویی ببینم که پشتم بلرزد ۲
گدا طبع اگر در تموز آب حیوان
به دستت دهد جور سقا نیرزد ۳
کسی را فراغ از چنین خلق دیدن
مسلم بود کو قناعت بورزد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴ - دانی که بر نگین سلیمان چه نقش بود
گوهر بعدی:شماره ۶۶ - روزی به سرش نبشته بودند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.