خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دوستیهای نادرست و منفعتطلبانه انتقاد میکند و بیان میکند که دوستی واقعی باید بدون غرض و بر اساس احترام متقابل باشد. او از دوست میخواهد که یا او را گرامی بدارد یا رهایش کند و شرط دوستی را رعایت عدالت و حمایت در برابر دشمنان میداند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق اجتماعی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعری ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابلدرک نباشد.
شماره ۳۳۰ - کیست ز اهل زمانه خاقانی
کیست ز اهل زمانه خاقانی
که تو اهل وفاش پنداری ۱
دوستی کز سر غرض شد دوست
هان و هان تاش دوست نشماری ۲
خواجه گوید که دوست دار توام
پاسخش ده که دوست چون داری ۳
تا عزیزم مرا عزیز کنی
چون شد خوار خوار انگاری ۴
یا بلندم کنی گه پستی
یا عزیزم کنی گه خواری ۵
با من این دوستی به شرطی کن
کاخر آن شرط را بجای آری ۶
کان خطائی که حق ز من بیند
گر تو بینی ز من نیازاری ۷
ور شود خصم من زبردستی
زیر پای بلام مگذاری ۸
که تو اهل وفاش پنداری ۱
دوستی کز سر غرض شد دوست
هان و هان تاش دوست نشماری ۲
خواجه گوید که دوست دار توام
پاسخش ده که دوست چون داری ۳
تا عزیزم مرا عزیز کنی
چون شد خوار خوار انگاری ۴
یا بلندم کنی گه پستی
یا عزیزم کنی گه خواری ۵
با من این دوستی به شرطی کن
کاخر آن شرط را بجای آری ۶
کان خطائی که حق ز من بیند
گر تو بینی ز من نیازاری ۷
ور شود خصم من زبردستی
زیر پای بلام مگذاری ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۲۹ - در مدح علاء الدین اتسز شاه خوارزم
گوهر بعدی:شماره ۳۳۱ - رو که سوی راستی بسیج نداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.