خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از از دست دادن دل خود میگوید و بیان میکند که دیگر حال دلی ندارد. او خود را غرق در طوفان اشک و خوناب دل از دست رفته میداند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آنها برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'غریق دو طوفان' و 'خوناب دل' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۵۰ - دلی داشتم وقتی، اکنون ندارم
دلی داشتم وقتی، اکنون ندارم
چه پرسی ز من حال دل چون ندارم ۱
غریق دو طوفانم از دیده تا لب
ز خوناب این دل که اکنون ندارم ۲
چه پرسی ز من حال دل چون ندارم ۱
غریق دو طوفانم از دیده تا لب
ز خوناب این دل که اکنون ندارم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۹ - برد بیرون مرا ز ظلمت شک
گوهر بعدی:شماره ۲۵۱ - غم عمری که شد چرا نخورم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.