خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ناامیدی، درد و رنج زندگی سخن میگوید. او از گذشت عمر، بیعدالتی جهان و از دست دادن عزیزان شکایت دارد. احساس ناتوانی در برابر تقدیر و بیپناهی در برابر مشکلات از مضامین اصلی این شعر است.
مفاهیم عمیق فلسفی، ناامیدی و غم موجود در متن برای درک و پردازش مناسب، به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اشارات تاریخی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر دشوار باشد.
شماره ۲۲۰ - روز عمر آمد به پیشین ای دریغ
روز عمر آمد به پیشین ای دریغ
کار بر نامد به آئین ای دریغ ۱
سینه چون صبح پسین خواهم درید
کآفتاب آمد به پیشین ای دریغ ۲
سخت نومیدم ز امید بهی
درد نومیدی من بین ای دریغ ۳
غصهٔ بیطالعی بین کز فلک
درد هست و نیست تسکین ای دریغ ۴
آب رویم رفت و زیر آب چشم
روی چون آب است پرچین ای دریغ ۵
چرخ را جمشید و افریدون نماند
کز من مسکین کشد کین ای دریغ ۶
آسمان نطع مرادم برفشاند
نه شهش ماند و نه فرزین ای دریغ ۷
صاعقه بربام عمر من گذشت
نه درش ماند و نه پرچین ای دریغ ۸
از دهان دین برآمد آه آه
چون فرو شد ناصر دین ای دریغ ۹
مرغزار جان طلب خاقانیا
کخور گیتی است سنگین ای دریغ ۱۰
کار بر نامد به آئین ای دریغ ۱
سینه چون صبح پسین خواهم درید
کآفتاب آمد به پیشین ای دریغ ۲
سخت نومیدم ز امید بهی
درد نومیدی من بین ای دریغ ۳
غصهٔ بیطالعی بین کز فلک
درد هست و نیست تسکین ای دریغ ۴
آب رویم رفت و زیر آب چشم
روی چون آب است پرچین ای دریغ ۵
چرخ را جمشید و افریدون نماند
کز من مسکین کشد کین ای دریغ ۶
آسمان نطع مرادم برفشاند
نه شهش ماند و نه فرزین ای دریغ ۷
صاعقه بربام عمر من گذشت
نه درش ماند و نه پرچین ای دریغ ۸
از دهان دین برآمد آه آه
چون فرو شد ناصر دین ای دریغ ۹
مرغزار جان طلب خاقانیا
کخور گیتی است سنگین ای دریغ ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۹ - چشم بر کار دوست دار چنان
گوهر بعدی:شماره ۲۲۱ - تا به خط شط ارجیش درنگ است مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.