در این متن، شاعر از شخصی نقل میکند که گفته است خاقانی (شاعر) سحرپیشه است و دیگر شایسته حضور در دربار سلطان نیست. شاعر تأیید میکند که این سخن درست است و دلیل آن را این میداند که دیوی آبدار (نماد نیرنگ و فریب) شایسته حضور در دربار سلیمان (نماد حکومت عادلانه) نیست. سپس شاعر بیان میکند که از دربار سلطان دور شده است، زیرا مریدی با دل سبک (بیقید) شایسته بار گران جان (مسئولیتهای سنگین) نیست.
متن دارای مفاهیم عرفانی و نمادین است که درک آنها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، استفاده از تمثیلهای پیچیده مانند 'دیو آبدار' و 'سلیمان' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۱۸۲ - که گفت آنکه خاقانی سحرپیشه
دگر خاص درگاه سلطان نشاید ۱
بلی راست گفت او و پی بردم آن را
که دیو آبدار سلیمان نشاید ۲
گرانی ببردم ز درگاهش ایرا
مرید سبک دل گران جان نشاید ۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.