شاعر در این متن بیان میکند که به ارمن رسیده و مردم ارمن، بهویژه همسایگان نسطوری، به او احترام میگذارند و او را «عیسی دوم» میخوانند. او احساس میکند که مانند عیسی و چرخ چهارم است و از او و جانش سخن میگویند. همچنین، او اشاره میکند که بحر ارجیش را به معنی آب میدانند و خاطرش در این بحر غرق شده است. در پایان، شاعر تعجب نمیکند اگر بحر خاطرش، بحر ارجیش را شیرین کند.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عمیق نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۵۸ - تا به ارمن رسیدهام بر من
اهل ارمن روان میافشانند ۱
خاصه همسایگان نسطوری
که مرا عیسی دوم خوانند ۲
عیسی و چرخ چارم انگارند
کز من و جان من سخن رانند ۳
بحر ارجیش را به معنی آب
غرقهٔ بحر خاطرم دانند ۴
چه عجب گر ز بحر خاطر من
بحر ارجیش عذب گردانند ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.