خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر از خاقانی دربارهٔ خطرات حرص و طمع و تأثیرات منفی آن بر زندگی انسان صحبت میکند. با مثالهایی مانند آدم و گندم، مورچهای که برای نان ریزه جان میدهد، و طفلی که برای ماهیگیری خود را به خطر میاندازد، شاعر نشان میدهد که حرص میتواند باعث نابودی شود.
مفاهیم عمیق اخلاقی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهٔ کافی از زندگی دارد که معمولاً نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند آن را درک کنند.
شماره ۱۵۶ - خاقانیا ز نان طلبی آب رخ مریز
خاقانیا ز نان طلبی آب رخ مریز
کان حرص کآب رخ برد آهنگ جان کند ۱
آدم ز حرص گندم نان ناشده چه دید
با آدمی مطالبهٔ نان همان کند ۲
بس مور کو به بردن نان ریزهای ز راه
پی سودهٔ سان شود و جان زیان کند ۳
آن طفل بین که ماهیکان چون کند شکار
بر سوزن خمیده چو یک پاره نان کند ۴
از آدمی چه طرفه که ماهی در آب نیز
جان را ز حرص در سر کار دهان کند ۵
کان حرص کآب رخ برد آهنگ جان کند ۱
آدم ز حرص گندم نان ناشده چه دید
با آدمی مطالبهٔ نان همان کند ۲
بس مور کو به بردن نان ریزهای ز راه
پی سودهٔ سان شود و جان زیان کند ۳
آن طفل بین که ماهیکان چون کند شکار
بر سوزن خمیده چو یک پاره نان کند ۴
از آدمی چه طرفه که ماهی در آب نیز
جان را ز حرص در سر کار دهان کند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۵ - میسزد قبلهٔ خاقانی از آن
گوهر بعدی:شماره ۱۵۷ - شب نباشد که آه خاقانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.