این شعر از خاقانی به بیان دردها و رنجهای روحی و جسمی میپردازد. شاعر از زخمهای دل، آسیبهای زندگی، محنتها و بلاهای ناگهانی سخن میگوید و با استفاده از استعارههای مختلف مانند نقب محنت به گنج عمر، چرخ و آه، پیل و پشه، و سنگباران ابر لعنت، عمق رنجهای خود را به تصویر میکشد. همچنین، شاعر به تأثیرات منفی برخی افراد (مانند زنان بد) اشاره میکند و از ناپایداری زندگی و ناامیدی خود مینالد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است و از استعارههای پیچیده استفاده میکند که درک آنها برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، مضامین مربوط به رنج و اندوه ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن مناسب نباشد.
شمارهٔ ۱۲۹ - در نکوهش زن
تا خود آسیب بر خرد چه رسد ۱
نقب محنت به گنج عمر رسید
تا به بنیاد کالبد چه رسد ۲
گوئی از باغ جان رسد خبرت
بوئی ای مه نمیرسد چه رسد ۳
چرخ را ز آه من زیان چه بود؟
پیل را از پشه لگد چه رسد؟ ۴
از فراش کهن به لات رسید
تا ازین نو رسیده خود چه رسد ۵
غم رسید از ترنج تازه تو را
تا ز نارنج دست زد چه رسد ۶
از یکی زن رسد هزار بلا
پس ببین تا ز ده به صد چه رسد ۷
سنگ باران ابر لعنت باد
بر زن نیک، تا به بد چه رسد ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.