خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از جدال با کسی سخن میگوید که از توحید و ایمان بهرهای نداشت و تنها به مجاز متکی بود. در نهایت، شاعر با کمک خداوند، که بینیاز است، بر این فرد پیروز میشود، حتی اگر آن فرد نیازی به خداوند احساس نمیکرد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شمارهٔ ۸۶ - در بحث با معطل
دی جدل با معطلی کردم
که ز توحید هیچ ساز نداشت ۱
آستین فضول میافشاند
که ز ایمان بر او طراز نداشت ۲
آخرش هم مصاف بشکستم
که سلاحی به جز مجاز نداشت ۳
نیک دور از خدای بود ز من
بد او جز خدای باز نداشت ۴
بینیازا تو نصرتم دادی
بر کسی کو به تو نیاز نداشت ۵
که ز توحید هیچ ساز نداشت ۱
آستین فضول میافشاند
که ز ایمان بر او طراز نداشت ۲
آخرش هم مصاف بشکستم
که سلاحی به جز مجاز نداشت ۳
نیک دور از خدای بود ز من
بد او جز خدای باز نداشت ۴
بینیازا تو نصرتم دادی
بر کسی کو به تو نیاز نداشت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵ - دوستی داشتم به ری که به حسن
گوهر بعدی:شمارهٔ ۸۷ - در رثاء پسر خود رشید الدین و وفات دختر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.