خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به ناپایداری دنیا و بیارزشی آن در برابر عمر انسان اشاره میکند. او از روزگار به عنوان چیزی گذرا یاد میکند که ارزش دل بستن را ندارد و انسان را به خردورزی و دوری از دلبستگیهای مادی دعوت میکند. همچنین، او به بیعدالتیهای دنیا و فریبندگیهای آن اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از استعارهها و کنایههای بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۷۹ - در نصیحت
خاقانیا به دولت ایام دل منه
کایام هفتهای است خود آن هفته نیز نیست ۱
روز و شب است سیم سیاه و زر سپید
بیرون ازین دو عمر تو را یک پشیز نیست ۲
چرخ است خوشهای به زکاتش مدار چشم
کان صاع کو دهد دو کری یک قفیز نیست ۳
چون در زمانه چیز نداری خرد چه سود
کن را که چیز نیست خرد هیچ چیز نیست ۴
بر خوشی حیات مشو غره کآسمان
سیاف پیشهایست که او را تمیز نیست ۵
آن، بز نگر که در پی طفلی همی رود
بهر مویزکی که جز آنش عزیز نیست ۶
روزی به دست طفل شود کشته بیگمان
چون بنگری گلو بر بز جز مویز نیست ۷
کایام هفتهای است خود آن هفته نیز نیست ۱
روز و شب است سیم سیاه و زر سپید
بیرون ازین دو عمر تو را یک پشیز نیست ۲
چرخ است خوشهای به زکاتش مدار چشم
کان صاع کو دهد دو کری یک قفیز نیست ۳
چون در زمانه چیز نداری خرد چه سود
کن را که چیز نیست خرد هیچ چیز نیست ۴
بر خوشی حیات مشو غره کآسمان
سیاف پیشهایست که او را تمیز نیست ۵
آن، بز نگر که در پی طفلی همی رود
بهر مویزکی که جز آنش عزیز نیست ۶
روزی به دست طفل شود کشته بیگمان
چون بنگری گلو بر بز جز مویز نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۸ - خطی مجهول دیدم در مدینه
گوهر بعدی:شماره ۸۰ - خاقانی از حدیث زمانه زبان ببست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.