خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از خاقانی به موضوعاتی مانند ناپایداری دنیا، درد و رنج انسان، و بیفایده بودن ثروت در برابر از دستدادن جان میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند آب رفتن رخت، شتر کشتهشده، و زر بیفایده، به بیان مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی میپردازد.
مفاهیم عمیق فلسفی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند مرگ و رنج نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۳ - خاقانیا چو آب رخت رفت در سال
خاقانیا چو آب رخت رفت در سال
مستان نوال کس که وبال آشنای اوست ۱
بر خستگی دل مطلب مرهم قبول
نه دل نه مرهمی که جراحت فزای اوست ۲
آن را که بشکنند نوازش کنند باز
یعنی که چون شکست نوازش دوای اوست ۳
پنداری آن شتر که بکشتند، گردنش
پر زر از آن کنند خونبهای اوست ۴
گیرم که کان زر شود آن گردن شتر
او را ز زر چه سود که سودش بقای اوست ۵
مستان نوال کس که وبال آشنای اوست ۱
بر خستگی دل مطلب مرهم قبول
نه دل نه مرهمی که جراحت فزای اوست ۲
آن را که بشکنند نوازش کنند باز
یعنی که چون شکست نوازش دوای اوست ۳
پنداری آن شتر که بکشتند، گردنش
پر زر از آن کنند خونبهای اوست ۴
گیرم که کان زر شود آن گردن شتر
او را ز زر چه سود که سودش بقای اوست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲ - خاقانیا قبول و رد از کردگار دان
گوهر بعدی:شمارهٔ ۷۴ - در مدح پهلوان جهان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.