در این متن، خاقانی به انتقاد از کسانی میپردازد که راه و روش نادرست دارند و مانند زاغ (کلاغ) هستند که آرزوی روشنایی کبک را دارند. او همچنین به طمع انسانها اشاره میکند که مانند کودکی هستند که ترازوی زر میخواهند، در حالی که نارنج (نماد سادگی و بیآلایشی) از پوست خود ترازو میسازد. در پایان، او به تفاوت بین مارچوبه (که شبیه مار است اما بیضرر) و مار واقعی (که زهر برای دشمن و مهره برای دوست دارد) اشاره میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق و انتقادی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و شناخت از ادبیات و تمثیلهای فارسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شمارهٔ ۷۰ - در نکوهش مقلدان
زاغند و زاغ را روشن کبک آرزوست ۱
بس طفل کارزوی ترازوی زر کند
نارنج از آن خرد که ترازو کندز پوست ۲
گیرم که مارچوبه کند تن به شکل مار
کو زهر بهر دشمن و کو مهره بهر دوست ۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.