خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از فرو نشستن فتنه‌ها و بلند شدن برخی افراد و پست شدن برخی دیگر به دست روزگار سخن می‌گوید. او از مرگ فریدون و شادی خود از شنیدن این خبر می‌گوید و به ستایش عطارد و رهایی مردم از شرّ یک موجود مزور اشاره می‌کند.

متن دارای مفاهیم فلسفی و تاریخی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن نیاز دارد. همچنین، برخی اشاره‌های تمثیلی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۲ - خاقانیا چه مژده دهی کز سواد ملک

خاقانیا چه مژده دهی کز سواد ملک
یک باره فتنهٔ دو هوائی فرو نشست ۱

آن را که کردگار برآورد، شد بلند
و آن را که روزگار فرود برد گشت پست ۲

گفتند خسته گشت فریدون و جان سپرد
زان تیر کز کمان کمینه کسی بجست ۳

من کاین سخن شنیدم کردم هزار شکر
واندر برم ز گریهٔ شادی نفس ببست ۴

من خاک آن، عطارد پران چار پر
کو بال آن ستارهٔ راجع فرو شکست ۵

نحسی که داشت چون مه نخشب مزوری
از لاف آفتاب او خلق باز رست ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۱ - در نکوهش حسودان
گوهر بعدی:شماره ۳۳ - نه همت من به پایه راضی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.