در این متن، خاقانی به تغییر روابط در شرایط مختلف زندگی اشاره میکند. دوستان ممکن است در زمان رفاه به دشمن تبدیل شوند و دشمنان قدیمی در زمان سختی به دوستانی وفادار. او تأکید میکند که دشمنان معشوق (خدا یا عشق) را دوست دارند و این را میتوان از خودمان درک کنیم. همچنین، نزدیکی به قدرت و ثروت ممکن است دوستان را به دشمن تبدیل کند و دوری از آن، دشمنان را به غمخواران تبدیل نماید.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و روانشناختی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۲۹ - در بیان دوستی و دشمنی خلق
آن زمان کاقبال بیادبار بینی بر درت ۱
تا تو دولت داری آن کت دوستتر دشمنتر است
ز آن که نتواند که بیند شاهد خود در برت ۲
پس چو دولت روی برتابد تو را از هر که هست
دوست تر گشت آنکه بود از ابتدا دشمن ترت ۳
دشمن معشوق خود را دوست دارد هر کسی
این قیاس از خویشتن کن گر نیاید باورت ۴
دوست از نزدیکی دولت شد اول دشمنت
دشمن از دوری دولت شد به آخر غم خورت ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.