خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به مرگ و رنج ناشی از آن میپردازد و توصیفی شاعرانه از پایان عمر و جدایی از عزیزان ارائه میدهد. در بخشی از متن، شخصی به نام سید نعمتالله از اوضاع جهان آگاه میشود و همراه برادرش میشود، سپس جسم خود را رها میکند. در پایان، تاریخ این روایت با اشاره به همراهی سید و برادرش بیان میشود.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی درباره مرگ و جدایی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا ناراحتکننده باشد. همچنین، استفاده از زبان شاعرانه و نمادین نیاز به درک بالاتری از ادبیات دارد.
شمارهٔ ۱۱۸ - وله ایضا
هر نفس میکرد چون از تاب مرگ
رشتهٔ عمر عزیزی کو تهی ۱
هر زمان میشد چو از دست اجل
پیکری در خاک چون سرو سهی ۲
با وجود طفلی از اوضاع چرخ
یافت سید نعمت الله آگهی ۳
با برادر همرهی کرد اختیار
وز توجه کرد قالب را تهی ۴
فکر تاریخش چو گردم عقل گفت
کرد سید با برادر همرهی ۵
رشتهٔ عمر عزیزی کو تهی ۱
هر زمان میشد چو از دست اجل
پیکری در خاک چون سرو سهی ۲
با وجود طفلی از اوضاع چرخ
یافت سید نعمت الله آگهی ۳
با برادر همرهی کرد اختیار
وز توجه کرد قالب را تهی ۴
فکر تاریخش چو گردم عقل گفت
کرد سید با برادر همرهی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۱۷ - در مرثیه یکی از خواتین فرماید
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۱۹ - ماده تاریخ فوت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.