خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در سوگ فردی به نام محمد امین سروده شده است. شعر به زیباییهای ظاهری و اخلاقی محمد امین اشاره میکند و سپس از مرگ ناگهانی او و تأثیر این فقدان بر جهان سخن میگوید. در پایان، تاریخ مرگ او با عبارتی نمادین بیان میشود.
محتوا شامل موضوعاتی مانند مرگ و سوگ است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال سنگین باشد. همچنین، درک عمیقتر از شعر و مفاهیم نمادین آن معمولاً به بلوغ فکری بیشتری نیاز دارد.
شمارهٔ ۱۰۰ - مرثیه
خورشید اوج حسن محمد امین که بود
روشن ز رویش آینهٔ آفتاب و مه ۱
وز کثرت مرور شهور و سنین نداشت
کاهش به ماه طلعتش از هیچ باب ره ۲
ناگه گرفته شد به کسوف اجل جهان
کافاق را ز تیرگیش روز شد سیه ۳
پیر خرد ز مرگ جهان سوز او چو کرد
در ظلمت زمانه ماتم نشین نگه ۴
از سوز دل تهیهٔ تاریخ کرد و گفت
عالم شده به مرگ محمد امین سیه ۵
روشن ز رویش آینهٔ آفتاب و مه ۱
وز کثرت مرور شهور و سنین نداشت
کاهش به ماه طلعتش از هیچ باب ره ۲
ناگه گرفته شد به کسوف اجل جهان
کافاق را ز تیرگیش روز شد سیه ۳
پیر خرد ز مرگ جهان سوز او چو کرد
در ظلمت زمانه ماتم نشین نگه ۴
از سوز دل تهیهٔ تاریخ کرد و گفت
عالم شده به مرگ محمد امین سیه ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۹۹ - قطعه
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱ - بر سر تربتی رسیدم دوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.