خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر به ستایش شهریاری بزرگ و با عظمت میپردازد که از مدح و ستایش بینیاز است. او زیبایی و عظمت شهریار را با تصاویری مانند «حصار آهنین» و «نوبهار دولت» توصیف میکند و بیان میکند که خدمت به او افتخاری بزرگ است. شاعر همچنین اشاره میکند که ستایش و تحیت او نسبت به شهریار، کاری پنهانی و ارزشمند است و برخلاف عادت زمانه، وابسته به مال و ثروت نیست.
این شعر به دلیل استفاده از زبان ادبی و مفاهیم عمیق، برای مخاطبانی مناسب است که با ادبیات کلاسیک فارسی آشنایی دارند و توانایی درک استعارهها و تشبیههای پیچیده را دارند.
شمارهٔ ۹۲ - وله ایضا
ای شهریار ذیشان کز غایت بزرگی
شان تو بینیاز است از مدح خوانی من ۱
گرد بنای حسنت هست آهنین حصاری
از پاس دعوت خلق چون پاسبانی من ۲
این پاسبانی اما چون دولت تو باقیست
جان نیز اگر برآید از جسم فانی من ۳
دوش از عطیهٔ تو ای نوبهار دولت
از شرم زردتر شد رنگ خزانی من ۴
با آن که بر وجودت از دعوت و تحیت
دایم گوهر فشانیست شغل نهانی من ۵
بر عادت زمانهای داور یگانه
موقوف سیم و زر نیست گوهرفشانی من ۶
شان تو بینیاز است از مدح خوانی من ۱
گرد بنای حسنت هست آهنین حصاری
از پاس دعوت خلق چون پاسبانی من ۲
این پاسبانی اما چون دولت تو باقیست
جان نیز اگر برآید از جسم فانی من ۳
دوش از عطیهٔ تو ای نوبهار دولت
از شرم زردتر شد رنگ خزانی من ۴
با آن که بر وجودت از دعوت و تحیت
دایم گوهر فشانیست شغل نهانی من ۵
بر عادت زمانهای داور یگانه
موقوف سیم و زر نیست گوهرفشانی من ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۹۱ - قطعه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۹۳ - در مرثیه فرماید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.