این متن به ستایش خداوند و بیان لطف و احسان بیکران او میپردازد. شاعر از عیادت خداوند از بنده بیمارش سخن میگوید و تأثیر شفابخش این لطف را توصیف میکند. همچنین، به بخشش و نعمتهای الهی اشاره میشود و شاعر ابراز میکند که چگونه دردمند با یک نفس درمان مییابد. در پایان، شاعر عذرخواهی میکند که اگر بخواهد از شهریار (خداوند) درخواستی کند، باید همیشه در حرکت باشد تا پایان زمان.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی پیچیده است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از واژگان و اصطلاحات ادبی کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شمارهٔ ۸۵ - وله ایضا
که فزونست حشمتش ز جهان ۱
دی برسم عیادتم از خاک
برگرفت آن نهایت احسان ۲
چون تو را دیدن عرق ز عرق
سوز بیمار راست شعله نشان ۳
لطف دیگر علاوه این ساخت
از کف زر نثار سیم افشان ۴
که به حکمت در انجمن سازد
غرق دریای انفعالم از آن ۵
من که چون خسته عرق کرده
یافت در دم به یک نفس درمان ۶
عذر آن شهریار اگر خواهم
که بخواهم به کلک یا به زبان ۷
بایدم ساخت دایم الحرکت
هر دو را تا به انقراض زمان ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.