این متن شعری است که در سوگ از دست دادن فردی دانشمند و بااستعداد سروده شده است. شاعر از طوفان اجل و مرگ بیهنگام این فرد فرهیخته ابراز تأسف میکند و به استعداد ذاتی و دانش او در دوران کودکی و جوانی اشاره میکند. این فرد به عنوان گوهری از دریای علم و میوهای بایسته از درختان علم توصیف شده است. در پایان، شاعر با ذکر تاریخ مرگ او، از فقدان این گلدستهٔ بازار علم اظهار درد میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی مرتبط با مرگ و فقدان است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک فارسی، فهم متن را برای سنین پایینتر چالشبرانگیز میکند.
شمارهٔ ۷۲ - در مرثیه گوید
گوهری از قلزم ز خار علم ۱
باز دست مرگ بیهنگام کند
میوهای بایسته از اشجار علم ۲
آن که در طفلی ز استعداد ذات
بود پیدا در رخش آثار علم ۳
وانکه در مهد از جبینش مینمود
جوهر خالص گران مقدار علم ۴
سعد اصغر آن که سعد اکبرش
میستود از پرتو انوار علم ۵
بود آن گلدسته چون از نازکی
زیب گلزار طراوت بار علم ۶
رفت و گفت از بهر تاریخش خرد
آه از آن گلدسته بازار علم ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.