خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن درباره پادشاهی است که هم در زیبایی و هم در نام مشهور بود، مانند گلی در باغ سیادت که حتی سرو نیز به قامت او حسد میبرد. اما روزگار ناگهان او را از اوج به زیر کشید، مانند خورشیدی که از آسمان نیلفام غروب میکند. عقل در پی گذشت زمان مرگش گفت که پادشاه زیبایی از بالا افتاده است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و تمثیلی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، موضوع مرگ و گذر زمان ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شمارهٔ ۶۵ - در مرثیه یکی از اکابر فرماید
پادشه ملک صباحت که بود
هم به صفا پادشه وهم به نام ۱
گلبن گلزار سیادت که داشت
سرو حسد بر قد آن خوشخرام ۲
ناگهش ایام ز بامی فکند
راست چو مهر از فلک نیلفام ۳
وز پی سال اجلش عقل گفت
پادشه حسن فتاده ز بام ۴
هم به صفا پادشه وهم به نام ۱
گلبن گلزار سیادت که داشت
سرو حسد بر قد آن خوشخرام ۲
ناگهش ایام ز بامی فکند
راست چو مهر از فلک نیلفام ۳
وز پی سال اجلش عقل گفت
پادشه حسن فتاده ز بام ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۶۴ - در رثاء
گوهر بعدی:شمارهٔ ۶۶ - وله ایضا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.