خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن دربارهٔ میر حسن، تاجر فرزانهای است که با درک بیثباتی دنیا، از فریبهای آن گذر کرد و به عالم باقی و نعمتهای آن رسید. در پایان، با اشاره به تاریخ و نکتهای ظریف، از دنیای فانی عبور کرد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عمیق، فهم آن را برای مخاطبان جوانتر دشوار میکند.
شمارهٔ ۴۸ - وله ایضا
محیط دولت اقبال خواجه میر حسن
که بود تاجر فرزانهای چو او نادر ۱
چو بیثباتی ویرانهٔ جهان دانست
زدود نقش فریبش ز صفحهٔ خاطر ۲
وزین سراچه فانی قدم کشید و رسید
ز سیر عالم باقی به نعمت وافر ۳
چو خواست دل که برد ره به گنج تاریخش
وزین مقوله شود نکتهای بر او ظاهر ۴
به رمز نکتهرسی گفت خواجه میر حسن
گذشت از سر ویرانه جهان آخر ۵
که بود تاجر فرزانهای چو او نادر ۱
چو بیثباتی ویرانهٔ جهان دانست
زدود نقش فریبش ز صفحهٔ خاطر ۲
وزین سراچه فانی قدم کشید و رسید
ز سیر عالم باقی به نعمت وافر ۳
چو خواست دل که برد ره به گنج تاریخش
وزین مقوله شود نکتهای بر او ظاهر ۴
به رمز نکتهرسی گفت خواجه میر حسن
گذشت از سر ویرانه جهان آخر ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۴۷ - وله ایضا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۴۹ - در شکایت فرماید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.