این متن یک شعر عرفانی و ستایشآمیز است که در آن شاعر به ستایش ذات بیهمتای خداوند، قدرت و لطف بیپایان او میپردازد. شاعر خود را بندهای کوچک در برابر عظمت پروردگار میداند و از لطف و بخشش الهی سخن میگوید. همچنین، به رابطه بنده و خالق اشاره میکند و امیدوار است که مورد لطف خداوند قرار گیرد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از صنایع ادبی و واژگان پیچیده ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم باشد. بنابراین، مناسبترین گروه سنی برای این متن، نوجوانان و بزرگسالانی هستند که توانایی درک مفاهیم انتزاعی و زبانی را دارند.
شمارهٔ ۳۰ - در تقاضای صله فرماید
وی به طبع سلیم بیمانند ۱
وی به نخجیر گاه دهر تو را
شیر گردون کمینه صید کمند ۲
ظل قدرت چو آسمان عالی
قدر ظلت چو آفتاب بلند ۳
در رهت همچو بندگان همه روز
خور به تشریف چاکری خرسند ۴
بر درت همچو چاکران همه شب
مه به عنوان بندگی دربند ۵
افتابا سپهر ایوا نا
ای به عونت سپهر حاجتمند ۶
وی به لطف تو چرخ اطلس بود
از مه و افتاب زیور بند ۷
خلعتی کز تن مبارک خود
وعده کردی به این فقیر نژند ۸
بس که میباید از تن تو شرف
که نیاید ز خلق چشم گزند ۹
ترسم آن دم که لطف فرمائی
از بر من فرشتهها به برند ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.