خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از دیدن میرزا جانی در خواب سخن میگوید که با رخشی زیبا و نورانی، جهان را مانند بهشت روشن کرده است. در پاسخ به پرسش شاعر درباره تاریخ و جایگاهش، میرزا جانی با لبخند اشاره میکند که او از گلزار بهشت است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
شماره ۱۸ - میرزا جانی به یک آن سرو سرا بستان لطف
میرزا جانی به یک آن سرو سرا بستان لطف
از جهان چون خیمه زد بر طرف انهار بهشت ۱
یک شبش در خواب دیدم با رخی کز عکس آن
بر زمین و آسمان میتافت انوار بهشت ۲
گفتم ای گل چیست تاریخ تو و جایت کجاست
غنچهٔ خندان گشود و گفت گلزار بهشت ۳
از جهان چون خیمه زد بر طرف انهار بهشت ۱
یک شبش در خواب دیدم با رخی کز عکس آن
بر زمین و آسمان میتافت انوار بهشت ۲
گفتم ای گل چیست تاریخ تو و جایت کجاست
غنچهٔ خندان گشود و گفت گلزار بهشت ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۷ - وله ایضا
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - زبدة الاخوان فصیح خوش کلام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.