خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ناامیدی و اندوه خود میگوید که در اثر وعدههای بیپایه و نگاههای سرد دیگران به وجود آمده است. او همچنین به مرثیهسرایی برای پدر اشاره میکند و احساس میکند که همچون سیاهی بر در خانهاش شده است.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی مانند اندوه و ناامیدی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به مرثیهسرایی برای پدر نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۷۹ - شد دیدهٔ من سپید از وعدت
شد دیدهٔ من سپید از وعدت
آخر چو نکو نکو نگه کردی ۱
آخر بر مرثیهٔ پدر ما را
همچون ز بر درش سیه کردی ۲
آخر چو نکو نکو نگه کردی ۱
آخر بر مرثیهٔ پدر ما را
همچون ز بر درش سیه کردی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۸ - شربهای جهان همه خوردیم
گوهر بعدی:شماره ۱۸۰ - از زبان تیر خراس: ای لاف زنی که هر کجا هستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.