خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن از گذرا بودن جوانی، عشق و دنیا سخن میگوید و تأکید میکند که هیچ چیز در این جهان پایدار نیست. شاعر از شکسته شدن عهد روزهای برنایی (جوانی) و ناپایداری عشق و زمانه شکایت دارد و مخاطب را به دوری از دلبستگیهای دنیوی دعوت میکند.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در متن، مانند ناپایداری دنیا و دعوت به زهد، برای درک و ارتباط بهتر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند عشق و جوانی ممکن است برای مخاطبان کمسنتر چندان قابل درک نباشد.
شماره ۹۷ - ای دریغا که روز برنایی
ای دریغا که روز برنایی
عهد بشکست و جاودانه نماند ۱
از زمانه غرض جوانی بود
لیک از گردش زمانه نماند ۲
آب معشوق را زمانه بریخت
و آتش عشق را زبانه نماند ۳
ای سنایی دل از جهان برکن
بر کس این دور جاودانه نماند ۴
عهد بشکست و جاودانه نماند ۱
از زمانه غرض جوانی بود
لیک از گردش زمانه نماند ۲
آب معشوق را زمانه بریخت
و آتش عشق را زبانه نماند ۳
ای سنایی دل از جهان برکن
بر کس این دور جاودانه نماند ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶ - در رثای زکیالدین بلخی: ای برادر زکی بمرد و بشد
گوهر بعدی:شماره ۹۸ - این جهان بر مثال مرداریست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.