خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از سنایی غزنوی، بر اهمیت صبر، تسلیم، قناعت و عشق الهی تأکید دارد. شاعر با اشاره به داستانهای قرآنی و اساطیری (مانند یعقوب و یوسف، فرهاد و شیرین) و شخصیتهای مقدس (مانند جعفر طیار و حیدر کرار)، شرط رسیدن به حقیقت را تحمل رنج و گذشتن از تعلقات دنیوی میداند. او همچنین هشدار میدهد که ادعاهای بیاساس در آخرت نتیجهای جز رسوایی ندارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده، درک این شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و مذهبی نیاز به دانش پیشزمینه دارد.
شماره ۹۴ - عاشق دیندار باید تا که درد دین کشد
عاشق دیندار باید تا که درد دین کشد
سرمهٔ تسلیم را در چشم روشن بین کشد ۱
با قناعت صلح جوید محرم حرمت شود
برگ بیبرگی به فرق زهره و پروین کشد ۲
دیدهٔ یعقوب را دیدار یوسف توتیاست
سینهٔ فرهاد باید تا غم شیرین کشد ۳
جعفر طیار باید تا به علیین پرد
حیدر کرار باید تا ز دشمن کین کشد ۴
هر خسی از رنگ و گفتاری بدین ره کی رسد
مرد چون صدیق باید تا سم تنین کشد ۵
نور بو یوسف نداری کی رسی در چاه علم
بایزید فقر باید فاقهٔ ماتین کشد ۶
از سعادتها سنایی در سرخس افگند رخت
شکر این از شور بختی محنت غزنین کشد ۷
برگ بیبرگی نداری گرد آن درگه مگرد
چشم هر نامحرمی کی بار نقش چین کشد ۸
چند ازین دعوی بیمعنی بیبرهان تو
مدعی فردا به محشر رخت زی سجین کشد ۹
سرمهٔ تسلیم را در چشم روشن بین کشد ۱
با قناعت صلح جوید محرم حرمت شود
برگ بیبرگی به فرق زهره و پروین کشد ۲
دیدهٔ یعقوب را دیدار یوسف توتیاست
سینهٔ فرهاد باید تا غم شیرین کشد ۳
جعفر طیار باید تا به علیین پرد
حیدر کرار باید تا ز دشمن کین کشد ۴
هر خسی از رنگ و گفتاری بدین ره کی رسد
مرد چون صدیق باید تا سم تنین کشد ۵
نور بو یوسف نداری کی رسی در چاه علم
بایزید فقر باید فاقهٔ ماتین کشد ۶
از سعادتها سنایی در سرخس افگند رخت
شکر این از شور بختی محنت غزنین کشد ۷
برگ بیبرگی نداری گرد آن درگه مگرد
چشم هر نامحرمی کی بار نقش چین کشد ۸
چند ازین دعوی بیمعنی بیبرهان تو
مدعی فردا به محشر رخت زی سجین کشد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳ - کسی را که سر حقیقت عیان شد
گوهر بعدی:شماره ۹۵ - گر سنایی دم زند آتش درین عالم زند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.