خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از بی‌فایده بودن حضورش نزد معشوق و وعده‌های بی‌اساس او شکایت می‌کند و بیان می‌کند که معشوق گمان می‌برد او خادمی است که بدون هیچ انتظاری راضی است.

متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی پیچیده‌ای است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار بوده و مناسب مخاطبان با درک بالاتر از احساسات و روابط انسانی است.

مشاهده کامل

شماره ۷۴ - آخر این آمدنم نزد تو تا چند بود

آخر این آمدنم نزد تو تا چند بود
تا کی این شعبده و وعده و این بند بود ۱

تا تو پنداری کاین خادم تو ... خصیست
که به آمد شد بی‌فایده خرسند بود ۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۳ - با همه خلق جهان گر چه از آن
گوهر بعدی:شماره ۷۵ - در هجای «معجزی» شاعر: معجزی خود ز معجز ادبار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.