خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از رفتار یک پسر جوان شکایت میکند که با او بیاحترامی کرده و سپس با لطف و محبت، او را نوازش کرده است. در نهایت، شاعر از این دوگانگی رفتار متعجب است و احساس میکند که در حالی که پسر از آب مینوشد، او را از نان سیر کرده است.
متن شامل مفاهیم عاطفی و رفتاری پیچیدهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۹ - آنچه دی کرد به من آن پسر سر گرغر
آنچه دی کرد به من آن پسر سر گرغر
اندر آفاق ندیدم که یکی لمتر کرد ۱
گفتمش پوتی و لوتی کنی امروز مرا
دست بر سر زد و پس پای سبک در سر کرد ۲
دست در گردنم آورد پس او از سر لطف
گوش و آغوش مرا پر گهر و زیور کرد ۳
تا تو آبی خوری آن جان جهان بیمکری
پشتم از آب تهی و شکم از نان پر کرد ۴
اندر آفاق ندیدم که یکی لمتر کرد ۱
گفتمش پوتی و لوتی کنی امروز مرا
دست بر سر زد و پس پای سبک در سر کرد ۲
دست در گردنم آورد پس او از سر لطف
گوش و آغوش مرا پر گهر و زیور کرد ۳
تا تو آبی خوری آن جان جهان بیمکری
پشتم از آب تهی و شکم از نان پر کرد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸ - شکر ایزد را که تا من بودهام
گوهر بعدی:شماره ۶۰ - آنکه تدبیر ظفر گستر او گر خواهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.