خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از دیدار با معشوقهای (حور) میگوید که دست او را میبندد و با نیشی استادانه او را میآزارد. شاعر در پاسخ به هشدار معشوقه برای هشیاری و پرهیز از رفتارهای نابخردانه، عشق و دلبستگی خود را به او ابراز میکند و این رفتارها را ناشی از شیفتگی به معشوقه میداند.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و تمثیلی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند «نیش» و «رگ زدن» نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای تفسیر دارد.
شماره ۳۴ - آمد آن حور و دست من بربست
آمد آن حور و دست من بربست
زده استادوار نیش به دست ۱
زنخ او به دست بگرفتم
چون رگ دست من ز نیش بخست ۲
گفت هشیار باش و آهسته
دست هر جا مزن چون مردم مست ۳
گفتمش گر به دست بگرفتم
زنخ سادهٔ تو عذرم هست ۴
زان که هنگام رگ زدن شرطست
گوی سیمین گرفتن اندر دست ۵
زده استادوار نیش به دست ۱
زنخ او به دست بگرفتم
چون رگ دست من ز نیش بخست ۲
گفت هشیار باش و آهسته
دست هر جا مزن چون مردم مست ۳
گفتمش گر به دست بگرفتم
زنخ سادهٔ تو عذرم هست ۴
زان که هنگام رگ زدن شرطست
گوی سیمین گرفتن اندر دست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳ - هر که در خطهٔ مسلمانیست
گوهر بعدی:شماره ۳۵ - آمد آن رگ زن مسیح پرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.