این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که بر اهمیت عشق به معشوق حقیقی (خداوند) تأکید دارد و از رفتارهای سطحی و ریاکارانه دوری میجوید. شاعر بیان میکند که عشق واقعی نیازمند فداکاری و مردانگی است و ادعاهای بیعمل ارزشی ندارند. همچنین، اشارههایی به داستانهای قرآنی مانند موسی و هامان، یوسف و کنعان دارد تا مفاهیم عمیقتری را انتقال دهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اشارات قرآنی است که درک آنها نیازمند سطحی از بلوغ فکری و آگاهی مذهبی است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند انتقاد از ریاکاری و تأکید بر عملگرایی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۲ - ای سنایی خواجگی با عشق جانان شرط نیست
جان به تیر عشق خسته دل به کیوان شرط نیست ۱
«رب ارنی» بر زبان راندن چو موسا وقت شوق
پس به دل گفتن «انا الاعلی» چو هامان شرط نیست ۲
از پی عشق بتان مردانگی باید نمود
گر چو زن بیهمتی پس لاف مردان شرط نیست ۳
چون «انا الله» در بیابان هدی بشنیدهای
پس هراسیدن ز چوبی همچو ثعبان شرط نیست ۴
از پی مردانگی خواهی که در میدان شوی
دور کردن گرد گویی همچو چوگان شرط نیست ۵
چون جمال یوسفی غایب شدست از پیش تو
پس نشستن ایمن اندر شهر کنعان شرط نیست ۶
ور همی دعوی کنی گویی که «لی صبر جمیل»
پس فغان و گریه اندر بیت احزان شرط نیست ۷
چون همی دانی که منزلگاه حق جز عرش نیست
پس مهار اشتر کشیدن در بیابان شرط نیست ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.