خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از امیر حسن درخواست میکند تا با بخشش و جمال خود، شادی و خوشی را به وجود آورد و غم و اندوه را از بین ببرد. شاعر از امیر حسن میخواهد که با کرم و جمال خود، شادی را به قلبها بازگرداند و از شمس تبریز به عنوان نماد ایمان و زیبایی یاد میکند.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و مفاهیم پیچیدهتر مانند عرفان و درخواست از یک شخصیت معنوی، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
غزل ۱۰۷ - امیر حسن خندان کن حشم را
امیرِ حُسْن خندان کُن حَشَم را
وجودی بَخش مَر مُشتی عَدَم را ۱
سیاهی مینِمایَد لشکرِ غَم
ظَفَر دِهْ شادیِ صاحِب عَلَم را ۲
به حُسنِ خود تو شادی را بِکُن شاد
غَم و اندوه دِهْ اندوه و غم را ۳
کَرَم را شادمان کُن از جَمالَت
که حُسنِ تو دَهَد صد جانْ کَرَم را ۴
تو کارَم زان بَرِ سیمین چو زَر کُن
تو لَعْلین کُن رُخِ همچون زَرَم را ۵
دِلا چون طالبِ بیشیّ عشقی
تو کَم اندیش در دلْ بیش و کم را ۶
بِنِهْ آن سَر به پیشِ شَمسِ تبریز
که ایمان است سَجده آن صَنَم را ۷
وجودی بَخش مَر مُشتی عَدَم را ۱
سیاهی مینِمایَد لشکرِ غَم
ظَفَر دِهْ شادیِ صاحِب عَلَم را ۲
به حُسنِ خود تو شادی را بِکُن شاد
غَم و اندوه دِهْ اندوه و غم را ۳
کَرَم را شادمان کُن از جَمالَت
که حُسنِ تو دَهَد صد جانْ کَرَم را ۴
تو کارَم زان بَرِ سیمین چو زَر کُن
تو لَعْلین کُن رُخِ همچون زَرَم را ۵
دِلا چون طالبِ بیشیّ عشقی
تو کَم اندیش در دلْ بیش و کم را ۶
بِنِهْ آن سَر به پیشِ شَمسِ تبریز
که ایمان است سَجده آن صَنَم را ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۶ - مرا حلوا هوس کردهست، حلوا
گوهر بعدی:غزل ۱۰۸ - به برج دل رسیدی، بیست این جا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.