خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر احساسات شاعر درباره عشق، جدایی، حسرت و رنج‌های عاطفی است. شاعر از دوری معشوق، بی‌ثمری عمر و دل‌آزاری‌های او سخن می‌گوید و با تصاویری مانند کبوتر، قفس، مرغ سحر و ماه، احساسات خود را به تصویر می‌کشد.

مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند دل‌آزاری و حسرت نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی دارد.

مشاهده کامل

غزل شمارهٔ ۱۳۵ - دیوانه و پری

آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری
ماهم از کارگه دیده نهان شد چو پری ۱

باز در خواب سر زلف پری خواهم دید
بعد از این دست من و دامن دیوانه سری ۲

منم آن مرغ گرفتار که در کنج قفس
سوخت در فصل گلم حسرت بی بال و پری ۳

خبر از حاصل عمرم نشد آوخ که گذشت
اینهمه عمر به بی حاصلی و بی خبری ۴

دوش غوغای دل سوخته مدهوشم داشت
تا به هوش آمدم از ناله مرغ سحری ۵

باش تا هاله صفت دور تو گردم ای ماه
که من ایمن نیم از فتنه دور قمری ۶

منش آموختم آئین محبت لیکن
او شد استاد دل آزاری و بیدادگری ۷

سرو آزادم و سر بر فلک افراشته ام
بی ثمر بین که ثمردارد از این بی ثمری ۸

شهریارا به جز آن مه که بری گشته ز من
پری اینگونه ندیدیم ز دیوانه بری ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۱۳۴ - انتظار
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۱۳۶ - مکتب طبیعت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.