خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این غزل از زیباییهای طبیعت شیراز مانند نرگس و نارنج و مناظر آن مانند باباکوهی سخن میگوید. او از عشق و شور درونی خود مینالد و از درد فراق و حسرت پرواز میگوید. در پایان، شاعر از ناتوانی غزل در بیان عشق بزرگ خود سخن میگوید و از ساز میخواهد تا این قصه جانسوز را روایت کند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به دانش ادبی نسبتاً بالایی نیاز دارند.
غزل شمارهٔ ۱۱۵ - به سروناز شیراز
باز شد روزنی از گلشن شیراز به من
میکشد نرگس و نارنج سری باز به من ۱
سروناز ارم از دور به من کرد سلام
جای آن را که چنان سرو کند ناز به من ۲
افق طالع من طلعت باباکوهی است
کو فروتابد از آن کوه سرافراز به من ۳
بانی کلک فریدون به قطار از شیراز
بار زد قافله ی شکر اهواز به من ۴
با سر نامه گشودم در گنجینه ی راز
که هم از خواجه گشوده است در راز به من ۵
شمعی از شیخ شکفته است شبستان افروز
گر چه پروانه دهد رخصت پرواز به من ۶
شور عشقی که نهفته است در این ساز غزل
عشوه ها می دهد از پرده ی شهناز به من ۷
دل به کنج قفس از حسرت پروازم سوخت
گو هم آواز چمن کم دهد آواز به من ۸
شهریارا به غزل عشق نگنجد بگذار
شرح این قصه ی جانسوز دهد ساز به من ۹
میکشد نرگس و نارنج سری باز به من ۱
سروناز ارم از دور به من کرد سلام
جای آن را که چنان سرو کند ناز به من ۲
افق طالع من طلعت باباکوهی است
کو فروتابد از آن کوه سرافراز به من ۳
بانی کلک فریدون به قطار از شیراز
بار زد قافله ی شکر اهواز به من ۴
با سر نامه گشودم در گنجینه ی راز
که هم از خواجه گشوده است در راز به من ۵
شمعی از شیخ شکفته است شبستان افروز
گر چه پروانه دهد رخصت پرواز به من ۶
شور عشقی که نهفته است در این ساز غزل
عشوه ها می دهد از پرده ی شهناز به من ۷
دل به کنج قفس از حسرت پروازم سوخت
گو هم آواز چمن کم دهد آواز به من ۸
شهریارا به غزل عشق نگنجد بگذار
شرح این قصه ی جانسوز دهد ساز به من ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۱۱۴ - جلوه جواله
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۱۱۶ - بیاد مرحوم میرزاده عشقی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.