خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از آمیختگی خود با مهتاب و اشکهایش سخن میگوید. او از دوری از معشوق و رنجهای عاشقانه مینویسد و به زیباییهای طبیعت و احساسات درونی خود اشاره میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و احساسی دارد.
غزل شمارهٔ ۹۵ - من و ما
مهتاب و سرشکی به هم آمیخته بودیم
خوش روی هم آن شب من و مه ریخته بودیم ۱
دور از لب شیرین تو چون شمع سیه روز
خوش آتش و آبی به هم آمیخته بودیم ۲
با گریه ی خونین من و خنده ی مهتاب
آب رخی از شبنم و گل ریخته بودیم ۳
از چشم تو سرمست و به بالای تو همدست
صد فتنه ز هر گوشه برانگیخته بودیم ۴
زان پیش که در زلف تو بندیم دل خویش
ما رشته ی مهر از همه بگسیخته بودیم ۵
خوش روی هم آن شب من و مه ریخته بودیم ۱
دور از لب شیرین تو چون شمع سیه روز
خوش آتش و آبی به هم آمیخته بودیم ۲
با گریه ی خونین من و خنده ی مهتاب
آب رخی از شبنم و گل ریخته بودیم ۳
از چشم تو سرمست و به بالای تو همدست
صد فتنه ز هر گوشه برانگیخته بودیم ۴
زان پیش که در زلف تو بندیم دل خویش
ما رشته ی مهر از همه بگسیخته بودیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۹۴ - غزال و غزل
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۹۶ - وحشی شکار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.