خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و شیفتگی خود به معشوق سخن میگوید و از زیبایی و جمال او یاد میکند. او از دیوانگی و شیدایی خود در این عشق سخن میگوید و از خواجه میخواهد که با او همدلی کند و ملامتها را کنار بگذارد. شاعر همچنین به تأثیر عمیق معشوق بر خود اشاره میکند و بیان میکند که حتی کرامتها در برابر جمال معشوق بیارزش میشوند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
غزل ۷۹ - ای خواجه نمیبینی، این روز قیامت را؟
ای خواجه نمیبینی، این روز قیامت را؟
ای خواجه نمیبینی، این خوش قَد و قامت را؟ ۱
دیوار و دَرِ خانه، شوریده و دیوانه
من بر سَرِ دیوارَم، از بَهرِ عَلامَت را ۲
ماهیست که در گَردش، لاغَر نشود هرگز
خورشیدِ جَمالِ او، بِدْریده ظَلامَت را ۳
ای خواجه خوش دامن دیوانه تویی یا من
دَرکَش قَدَحی با من، بُگْذار مَلامَت را ۴
پیش تو از بَسی شَیدا، میجُست کَرامَتها
چون دید رُخِ ساقی، بِفْروخت کَرامَت را ۵
ای خواجه نمیبینی، این خوش قَد و قامت را؟ ۱
دیوار و دَرِ خانه، شوریده و دیوانه
من بر سَرِ دیوارَم، از بَهرِ عَلامَت را ۲
ماهیست که در گَردش، لاغَر نشود هرگز
خورشیدِ جَمالِ او، بِدْریده ظَلامَت را ۳
ای خواجه خوش دامن دیوانه تویی یا من
دَرکَش قَدَحی با من، بُگْذار مَلامَت را ۴
پیش تو از بَسی شَیدا، میجُست کَرامَتها
چون دید رُخِ ساقی، بِفْروخت کَرامَت را ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۸ - ساقی ز شراب حق، پر دار شرابی را
گوهر بعدی:غزل ۸۰ - امروز گزافی ده، آن بادهٔ نابی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.