خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی است که به مفاهیمی مانند عشق الهی، جستجوی حقیقت، و ارزش‌های معنوی می‌پردازد. شاعر از عناصری مانند آب حیات، دریای خدایی، و خورشید حقایق برای بیان مفاهیم عمیق عرفانی استفاده می‌کند. همچنین، تأکید بر اهمیت عشق و وفاداری در مقابل عقل خشک و بی‌روح نیز از مضامین اصلی این شعر است.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۷۷ - آب حیوان باید، مر روح فزایی را

آب حَیَوان باید، مَر روحْ فَزایی را
ماهی همه جان باید، دریایِ خدایی را ۱

ویرانهٔ آب و گِل، چون مَسْکَنِ بوم آمد
این عَرصه کجا شاید، پَروازِ هُمایی را ۲

صد چَشم شود حیران، در تابشِ این دولت
تو گوش مَکَش این سو، هر کورِ عَصایی را ۳

گَر نَقدِ دُرُستی تو، چون مَستِ و قُراضه سْتی؟
آخِر تو چه پِنْداری، این گنجِ عَطایی را؟ ۴

دل تَنگ هَمی‌داند، کانجای که انصاف است
صد دل به فِدا باید، آن جانِ بَقایی را ۵

دل نیست کَم از آهن، آهن نه که می‌داند
آن سنگ که پیدا شُد، پولادُربایی را ۶

عقل از پِیِ عشق آمد، در عالَمِ خاکْ اَرْ نی
عقلی بِنمی‌باید، بی‌عَهْد و وَفایی را ۷

خورشیدِ حَقایِق‌ها، شَمسُ اَلْحَقِ تبریز است
دلْ رویِ زمین بوسَد، آن جان سَمایی را ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۶ - آخر بشنید آن مه، آه سحر ما را
گوهر بعدی:غزل ۷۸ - ساقی ز شراب حق، پر دار شرابی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.