خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق و جذبههای معنوی سخن میگوید. او از معشوق الهی و نورانیت او یاد میکند و بیان میدارد که این عشق او را از عقل و دین جدا کرده است. شاعر از معشوق میخواهد که رمز و راز این عشق را برایش آشکار کند و به او کمک کند تا به حقیقت برسد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۷ - از آن مایی ای مولا، اگر امروز اگر فردا
از آنِ مایی ای مولا، اگر امروز اگر فردا
شب و روزَم ز تو روشن، زِهی رَعنا، زِهی زیبا ۱
تو پاکِ پاکی از صورت، وَلیک از پَرتوِ نورَت
نِمایی صورتی هر دَم، چه باحُسن و چه با بالا ۲
چو ابرو را چُنین کردی، چه صورتهایِ چین کردی
مرا بیعقل و دین کردی، بَر آن نَقش و بَر آن حورا ۳
مرا گویی چه عشقست این، که نی بالا نه پست است این؟
چه صیدی بی زِ شَسْت است این، درونِ موجِ این دریا؟ ۴
اَیا معشوقِ هر قُدسی، چو میدانیْ چه میپُرسی؟
که سِرّ عَرش و صد کُرسی، زِ تو ظاهر شود پیدا ۵
زَدی در من یکی آتش، که شُد جانِ مرا مَفْرَش
که تا آتش شود گُل خوش، که تا یکتا شود صَد تا ۶
فِرِست آن عشقِ ساقی را بِگَردان جامِ باقی را
که از مَزج و تَلاقی را، نَدانَم جامَش از صَهْبا ۷
بِکُن این رَمز را تعیین، بِگو مَخدومْ شَمسُ الدّین
به تبریز ِنکوآیین، بِبَر این نُکتهٔ غَرّا ۸
شب و روزَم ز تو روشن، زِهی رَعنا، زِهی زیبا ۱
تو پاکِ پاکی از صورت، وَلیک از پَرتوِ نورَت
نِمایی صورتی هر دَم، چه باحُسن و چه با بالا ۲
چو ابرو را چُنین کردی، چه صورتهایِ چین کردی
مرا بیعقل و دین کردی، بَر آن نَقش و بَر آن حورا ۳
مرا گویی چه عشقست این، که نی بالا نه پست است این؟
چه صیدی بی زِ شَسْت است این، درونِ موجِ این دریا؟ ۴
اَیا معشوقِ هر قُدسی، چو میدانیْ چه میپُرسی؟
که سِرّ عَرش و صد کُرسی، زِ تو ظاهر شود پیدا ۵
زَدی در من یکی آتش، که شُد جانِ مرا مَفْرَش
که تا آتش شود گُل خوش، که تا یکتا شود صَد تا ۶
فِرِست آن عشقِ ساقی را بِگَردان جامِ باقی را
که از مَزج و تَلاقی را، نَدانَم جامَش از صَهْبا ۷
بِکُن این رَمز را تعیین، بِگو مَخدومْ شَمسُ الدّین
به تبریز ِنکوآیین، بِبَر این نُکتهٔ غَرّا ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶ - تو را ساقی جان گوید، برای ننگ و نامی را
گوهر بعدی:غزل ۶۸ - چو شست عشق در جانم، شناسا گشت شستش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.