خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق الهی و جذبههای معنوی سخن میگوید. او از مستی ناشی از معرفت و عشق الهی صحبت میکند و از ارتباط عمیق خود با معشوق ازلی میگوید. شاعر از حالات روحانی و تجربههای عرفانی خود سخن میگوید و از لطف و کرم الهی در جهت رهایی از غم و اندوه یاد میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا بتواند به درستی درک شود.
غزل ۵۳ - عشق تو آورد قدح پر ز بلاها
عشقِ تو آوَرْد قَدَحْ پُر زِ بَلاها
گفتم میْ مینَخورَم پیشِ تو شاها ۱
داد میِ مَعرفَتَش آن شِکَرسْتان
مَست شُدم، بُرد مرا تا به کجاها ۲
از طَرَفی روحِ اَمین آمد پنهان
پیش دَویدَم که بِبین کار و کیاها ۳
گفتم ای سِرّ خدا، رویْ نَهان کُن
شُکرِ خدا کرد و ثَنا گفت دُعاها ۴
گفتم خود آن نَشَود عاشقْ پنهان
چیست که آن پَرده شود پیشِ صَفاها؟ ۵
عشق چو خونْ خواره شود، وای ازو، وای
کوهِ اُحُد پاره شود، خاصه چو ماها ۶
شاد دَمی کان شَهِ من آید خندان
باز گُشایَد به کَرَم بَندِ قَباها ۷
گوید اَفْسرده شُدی بینَظَرِ ما
پیش تَر آ تا بِزَنَد، بر تو هواها ۸
گوید کانْ لُطفِ تو کو، ای همه خوبی؟
بَندهٔ خود را بِنَما بَنْدگُشاها ۹
گوید نی تازه شَوی، هیچ مَخور غَم
تازه تَر از نَرگس و گُل، وقتِ صَباها ۱۰
گویم ای داده دَوا هر دو جهان را
نیست مرا جُز لَب ِتو، جانِ دَواها ۱۱
میوهٔ هر شاخ و شَجَر هست گُوایَش
رویِ چو زَر و اَشْکْ مرا هست گُواها ۱۲
گفتم میْ مینَخورَم پیشِ تو شاها ۱
داد میِ مَعرفَتَش آن شِکَرسْتان
مَست شُدم، بُرد مرا تا به کجاها ۲
از طَرَفی روحِ اَمین آمد پنهان
پیش دَویدَم که بِبین کار و کیاها ۳
گفتم ای سِرّ خدا، رویْ نَهان کُن
شُکرِ خدا کرد و ثَنا گفت دُعاها ۴
گفتم خود آن نَشَود عاشقْ پنهان
چیست که آن پَرده شود پیشِ صَفاها؟ ۵
عشق چو خونْ خواره شود، وای ازو، وای
کوهِ اُحُد پاره شود، خاصه چو ماها ۶
شاد دَمی کان شَهِ من آید خندان
باز گُشایَد به کَرَم بَندِ قَباها ۷
گوید اَفْسرده شُدی بینَظَرِ ما
پیش تَر آ تا بِزَنَد، بر تو هواها ۸
گوید کانْ لُطفِ تو کو، ای همه خوبی؟
بَندهٔ خود را بِنَما بَنْدگُشاها ۹
گوید نی تازه شَوی، هیچ مَخور غَم
تازه تَر از نَرگس و گُل، وقتِ صَباها ۱۰
گویم ای داده دَوا هر دو جهان را
نیست مرا جُز لَب ِتو، جانِ دَواها ۱۱
میوهٔ هر شاخ و شَجَر هست گُوایَش
رویِ چو زَر و اَشْکْ مرا هست گُواها ۱۲
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۲ - چون همه عشق روی توست، جمله رضای نفس ما
گوهر بعدی:غزل ۵۴ - از این اقبالگاه خوش، مشو یک دم دلا تنها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.