خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که درد فراق و غم از دست دادن یار دیرینه را بیان میکند. شاعر از دردها و خاطرات قدیمی میگوید و از صبا میخواهد که گاهی به یاد یار دیرینهاش باشد. همچنین، او از بیقراری و ناآرامی دل خود سخن میگوید و افسوس میخورد که آرامش گذشته را از دست داده است.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. درک کامل این احساسات معمولاً به بلوغ عاطفی بیشتری نیاز دارد.
غزل ۵۹۳ - ای فراق تو یار دیرینه
ای فراق تو یار دیرینه
غم تو غمگسار دیرینه ۱
درد تو میهمان هر روزه
داغ تو یادگار دیرینه ۲
غرق خونم که میخلد هر دم
در دلم خار خار دیرینه ۳
ای دریغا که خاک خواهم شد
با دل بر غبار دیرینه ۴
ای صبا زینهار یادش ده
گه گه از دوستدار دیرینه ۵
گاهگاهی خرامشی نکنی
برسر خاک یار دیرینه ۶
چند گاهی مرا زدل شده بود
زاری و کار و بار دیرینه ۷
وه که بازآمدی و خسرو را
بردی از دل قرار دیرینه ۸
غم تو غمگسار دیرینه ۱
درد تو میهمان هر روزه
داغ تو یادگار دیرینه ۲
غرق خونم که میخلد هر دم
در دلم خار خار دیرینه ۳
ای دریغا که خاک خواهم شد
با دل بر غبار دیرینه ۴
ای صبا زینهار یادش ده
گه گه از دوستدار دیرینه ۵
گاهگاهی خرامشی نکنی
برسر خاک یار دیرینه ۶
چند گاهی مرا زدل شده بود
زاری و کار و بار دیرینه ۷
وه که بازآمدی و خسرو را
بردی از دل قرار دیرینه ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۲ - تیرم زنی و خوشم که باری
گوهر بعدی:غزل ۵۹۴ - به باغ سایهٔ بیدست و آب در سایه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.