خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در خواب شاه را می‌بیند و به او شرابی تقدیم می‌کند که نماد خون عاشقان است. شاه پس از نوشیدن شراب، آن را به عنوان نوشیدنی الهی می‌ستاید و شاعر از این تجربه عرفانی به وجد می‌آید.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و استعاره‌های پیچیده است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از نمادها و مفاهیم مانند 'خون عاشقان' و 'آتش عشق' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا گیج‌کننده باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۲ - دیدم سحر آن شاه را، بر شاهراه هل اتی

دیدم سَحَر آن شاه را، بر شاهراهِ هَلْ اَتی
در خوابِ غَفلَت بی‌خَبَر زو بوالْعَلیّ و بوالْعَلا ۱

زان میْ که در سَر داشتم، من ساغَری بَرداشتم
در پیشِ او می‌داشتم، گفتم که ای شاه اَلصَّلا ۲

گفتا چی است این ای فُلان؟ گفتم که خونِ عاشقان
جوشیده و صافی چو جان، بر آتشِ عشق و وَلا ۳

گفتا چو تو نوشیده‌یی، در دیگِ جان جوشیده‌یی
از جان و دل نوشَش کُنم، ای باغِ اسرارِ خدا ۴

آن دِلْبَرِ سَرمَستِ من، بِسْتَد قَدَح از دستِ من
اَنْدَرکَشیدَش همچو جان، کان بود جان را جانْ فَزا ۵

از جان گذشته صد دَرَج، هم در طَرَب هم در فَرَج
می‌کرد اشارت آسْمان کِی چَشمِ بَد دور از شما ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۱ - بادا مبارک در جهان، سور و عروسی‌های ما
گوهر بعدی:غزل ۳۳ - می ده گزافه ساقیا، تا کم شود خوف و رجا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.