خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و رنجش میگوید، از دیدار معشوق که باعث افزایش هوسش میشود، اما از جفا و بیتوجهی او نیز شکایت دارد. او از اشکها و دلناتوانی خود سخن میگوید و معشوق را به بیشرمی متهم میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۵۶۱ - باز آمد آنکه سوختهٔ اوست ؟ جان من
باز آمد آنکه سوختهٔ اوست ؟ جان من
خون گشته از جفاش دل ناتوان من
هرچند بینمش هوسم بیش میشود
روزی در ین هوس رود البته جان من
ای مهر آرزوی زخسرو بتافتی
شرمت نیامد از من و اشک روان من
خون گشته از جفاش دل ناتوان من
هرچند بینمش هوسم بیش میشود
روزی در ین هوس رود البته جان من
ای مهر آرزوی زخسرو بتافتی
شرمت نیامد از من و اشک روان من
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۰ - گر چه ز خوی نازکت سوخته گشت جان من
گوهر بعدی:غزل ۵۶۲ - ای بوده در قفای تو دایم دعای من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.