خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد هجران و دوری شکایت میکند و از معشوق یا خداوند میخواهد که به او رحم کند و وعده وصال را عملی سازد. او به وعده معشوق برای رسیدن روز وصل اشاره میکند و التماس میکند که این وعده محقق شود.
مفاهیم عمیق عاشقانه و مذهبی موجود در متن برای درک و ارتباط نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد که معمولاً از سن نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
غزل ۵۵۰ - آخر نگاهی بر حال ما کن
آخر نگاهی بر حال ما کن
درد دلم را روزی دوا کن ۱
از دست هجران من در بلایم
یارب به فضیلت آن را دوا کن ۲
گفتی به وصلت روزی نوازم
وقتست جانا وعده وفا کن ۳
درد دلم را روزی دوا کن ۱
از دست هجران من در بلایم
یارب به فضیلت آن را دوا کن ۲
گفتی به وصلت روزی نوازم
وقتست جانا وعده وفا کن ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۹ - گناهی جز وفاداری من اندر خود نمیبینم
گوهر بعدی:غزل ۵۵۱ - ای دل ز وعدهٔ کنج آن شوخ یاد کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.