خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی شدید به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که نه توانایی ترک معشوق را دارد و نه میتواند به او نزدیک شود. همچنین، از جفا و ستم معشوق شکایت کرده و وفاداری بیقید و شرط خود را اعلام میدارد. در پایان، از طولانی شدن سخن و شبتاریک خود مینالد.
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و ستم نیاز به بلوغ عاطفی برای درک کامل دارد.
غزل ۴۹۵ - نی پای آنکه از سر کویت سفر کنم
نی پای آنکه از سر کویت سفر کنم
نه دست آنکه دست به زلف تو در کنم
ذوق جفا و جور تو بر من حرام باد
گر من به جز وفای تو کاری دگر کنم
چشمت به خواب ناز و مرا قصهٔ دراز
آمد شبم به روز سخن مختصر کنم
نه دست آنکه دست به زلف تو در کنم
ذوق جفا و جور تو بر من حرام باد
گر من به جز وفای تو کاری دگر کنم
چشمت به خواب ناز و مرا قصهٔ دراز
آمد شبم به روز سخن مختصر کنم
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹۴ - سرو منی و ازدل بستان خودت خوانم
گوهر بعدی:غزل ۴۹۶ - نی پای آنکه از سرکویت سفر کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.