خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق نافرجام و درد دل‌هایش می‌گوید. او از اشک‌های بی‌پایان، بدنامی به خاطر معشوق، و پشیمانی از کارهای گذشته سخن می‌گوید. همچنین، از بیم جان و عشق به معشوق و نیاز به بیان غم‌هایش در قالب شعر یاد می‌کند.

مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی در شعر وجود دارد که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند بدنامی و پشیمانی نیاز به بلوغ ذهنی برای درک دارند.

مشاهده کامل

غزل ۴۹۲ - دردیده چه کار آید این اشک چو بارانم

دردیده چه کار آید این اشک چو بارانم
بردیده اگر جانا سروی چو تو ننشانم

خود را به سر کویت بدنام ابد کردم
ازهر چه جز این کردم از کرده پشیمانم

جانم به فدات آن دم کز بعد دو سه بوسه
گویم که یکی دیگر گویی تو که نتوانم

گر با تو غمی گویم در خواب کنی خود را
این درد دل است آخر افسانه نمی‌خوانم

چاک دلم ای محرم چون دوخت نمی‌دانی
ضایع چه کنی رشته درچاک گریبانم

عشق بت و بیم جان این نقد به کف تا کی
خسرو به غزل بر گو تا دست برافشانم
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۹۱ - ز بسکه سینه خراشم چو گل ز دست فراق
گوهر بعدی:غزل ۴۹۳ - نمی‌داند مه نامهربانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.