خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از رفتن از خدمت عذرخواهی میکند و امیدوار است که به لطف خدا بتواند دوباره به خدمت بازگردد. او از دل آزرده و فراموشی معشوق شکایت میکند و از این میپرسد که چگونه میتواند او را فراموش کند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۴۴۷ - عذر تقصیر بخواهیم که از خدمت رفت
عذر تقصیر بخواهیم که از خدمت رفت
گر خدا خواسته باشد که به خدمت برسیم
میخلی روز و شب اندر دل آزردهٔ من
به چه مشغول شوم کز تو فراموش کنم
گر خدا خواسته باشد که به خدمت برسیم
میخلی روز و شب اندر دل آزردهٔ من
به چه مشغول شوم کز تو فراموش کنم
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۶ - گفتی دو چشم و دو لبم زینها کدام آید خوشت
گوهر بعدی:غزل ۴۴۸ - من که پا تابهٔ همت کنم از اطلس چرخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.