خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق به معشوق و زیباییهای او سخن میگوید و از شب میخواهد که بر او سخت نگیرد. همچنین اشاره میکند که حتی اگر خورشید هم در مجلس حاضر شود، باز هم جمال معشوق بینظیر است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین ممکن است برخی از اصطلاحات و تشبیهات برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۴۳۹ - چو از زلفش بدین روز اوفتادم
چو از زلفش بدین روز اوفتادم
تو هم ای شب مکن برمن تطاول
نباشد چون جمالت مجلس افروز
اگر خورشید بنشیند به محفل
تو هم ای شب مکن برمن تطاول
نباشد چون جمالت مجلس افروز
اگر خورشید بنشیند به محفل
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۸ - من بدان نذرم که گر میرم به سویم بنگری
گوهر بعدی:غزل ۴۴۰ - در حریم کعبه روحانیون یعنی که دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.