خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از مشکلات درونی و عاطفی خود سخن میگوید، از غمها و رنجهایی که با دل خود دارد و نمیتواند آنها را بیان کند. او از فرصتهای از دست رفته و غفلتهای خود ابراز ندامت میکند و آرزو میکند که کسی به یاد او باشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و تأملات درونی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان ادبی و کهن ممکن است برای نوجوانان کمسنتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۴۳۳ - مرا کاریست مشکل با دلی خویش
مرا کاریست مشکل با دلی خویش
که گفتن می نیارم مشکل خویش
خیالت داند و چشم من و غم
که هرشب در چه کارم با دل خویش
ز وا پس ماندگان یادی کن آخر
چه رانی تند جانا محمل خویش ؟
مرا در اولین منزل ره افتاد
ترا خویش باد راه و منزل خویش
چه فرصتها که گم کردم درین راه
زبخت خواب ناک غافل خویش
که گفتن می نیارم مشکل خویش
خیالت داند و چشم من و غم
که هرشب در چه کارم با دل خویش
ز وا پس ماندگان یادی کن آخر
چه رانی تند جانا محمل خویش ؟
مرا در اولین منزل ره افتاد
ترا خویش باد راه و منزل خویش
چه فرصتها که گم کردم درین راه
زبخت خواب ناک غافل خویش
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۲ - از رخت برآسمان مه شد خجل
گوهر بعدی:غزل ۴۳۴ - مطرب از نالهام چنان شد مست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.